به گزارش همشهری آنلاین، دو نمایش فتحعلیبیگی امسال با وقوع دو جنگ نیمهتمام مانده است؛ «شبنشینی با مولیر» با آغاز جنگ ۱۲ روزه متوقف شد و «بهشت دور است یا نزدیک» هم در کانون پرورش فکری کودکان روی صحنه رفته بود و یک هفته بعد از اولین اجرایش با جنگ دوم ناتمام ماند. اما در همین جنگ نمایشنامه کوتاهی در باره تعدادی سرباز آمریکایی در آسایشگاه نوشته که کمدی است و اعلام کرده آن را به رایگان برای اجرا در اختیار گروهها قرار میدهد.
او در باره این جنگ میگوید: «این یک رفتار بسیار بسیار ناجوانمردانه است. زورگویی مطلق است. ایرانیها در طول تاریخ نشان دادهاند زیر بار حرف زور نمیروند. قصد مقایسه تاریخی ندارم. اما هم آن دوره که پرتغالیها هجوم آورند و هم زمانی که انگلیسیها بودند، نهضتهای مختلف شکل گرفت. از جمله نهضت سربهداران در زمان مغول و نهضت رئیسعلی دلواری. به هر حال هر زمانی که هجوم بیگانه بوده حتی اگر مثل مغول که در ظاهر غالب شدند، در باطن این روحیه مقاومت در مردم وجود داشت. نمود بیرونیاش را میشد در قالب حرکات رزمی به اسم رقص دید. مثل رقص چوب در خراسان یا مثلا ورزش باستانی که در آن به جای گرز میل دست میگرفتند. این ورزشها تمرین آمادگی برای روز قیام بوده است. تاریخ نشان داده بین تسلیم و مقاومت درستترین انتخاب، مقاومت است. چون هرکس تسلیم شده، سرش را زدهاند. پس اگر قرار است کشته شوم، بهتر است در مقاومت این اتفاق بیفتد تا در تسلیم.»
او میگوید مرشد ترابی تکیه کلامیداشت که میگفت بمیرید به نام و نمانید به ننگ: «یعنی بهتر است آدم با نام و شهامت بمیرد تا با ننگ زنده بماند. این را ملت ایران نشان داده است.»
فتحعلیبیگی در باره واکنش مردم میگوید: «تجمعات شبانه واکنش مردم به این جنگ است. خیلیها ممکن است نتوانند در تجمعات شرکت کنند، اما دلشان آنجاست. با کسانی که صحبت میکنم همه آنها از این که آمریکای ترامپ زور میگوید، ناراحتند. چون بازی که راه انداخته منظورش مذاکره نیست. میگوید هرچه من میگویم همان باید بشود و این عصبانیکننده است.»

تئاتر التیامبخش نگرانیهاست
در زمان بحران، جنگ و پساجنگ تئاتر دچار مسائل بسیاری از تعطیلی تا کمبود تماشاگر میشود، در حالی که در عین حال نقش مهمی دارد. فتحعلیبیگی در این باره میگوید: «تئاتر میتواند بخشی از آلام و نگرانیها را التیام ببخشد، مشروط بر این که یا به سمت نمایشهای شادیآور و کمدی برویم یا دلاورمردیها و مقاومت را نمایش دهیم. اگر از این منظر به جنگ نگاه کنیم که رنجها را بیان کنیم، اگرچه واقعیت است، ولی رنج بر رنج میگذارد. اما اگر نظر حماسه و مقاومت نگاه کنیم، میتواند تأثیر خوبی روی تماشاگر بگذارد. زاویه دید در این زمینه مهم است.»
بعد از جنگ جهانی دوم اشکال مختلفی از تئاتر با حضور افرادی مثل برشت، مکس رینهارت و پیسکاتور شکل میگیرد و از سوی دیگر تئاتر پوچی به یک جریان تبدیل میشود. اما با وجود ۸ سال جنگ با عراق و دو دوره جنگ اخیر، چنین جریانی در ایران شکل نگرفته است، مگر آنچه به نمایش دفاع مقدس مشهور است. فتحعلیبیگی اما معتقد است: «جنگ جهانی دوم آثار تخریبی جهانی داشت و به همین دلیل این جریانات شکل گرفت. این جا هم البته به شکل حماسه به جنگ پرداخته شد. باید دید برشت از چه منظری به جنگ نگاه میکرده است. برشت جنگ را نمایش نمیداد. او با نگاه سوسیالیستی علیه نظام سرمایهداری و نظام بورژوازی و دلالهای نفت عمل میکرد. اگر بخواهیم جبهه را در صحنه تئاتر تصویر کنیم، بسیار تصنعی است. به همین دلیل چه در جنگ هشت ساله و چه در جنگ رمضان باید دید نویسنده مهم است تا هم حماسه را تأیید کند و هم اثری خلق کند که بیننده قبلا ندیده باشد. مثل حماسههای پشت جبهه. اگر بخواهیم دنبال آثار روانی برویم باید بگوییم جنگ این تأثیرات منفی هم دارد. در این صورت کسانی هستند که میگویند دارید ضدتبلیغ میکنید و جبههها را ضعیف میکنید. در غرب در باره اثرات روانی و اجتماعی جنگ هم گفتهاند. اما خواستهاند از همین راه جنگ را تقبیح کنند. ما جنگ را تشویق نمیکنیم، اما باید دفاع را تبلیغ کنیم و کاری کنیم که اثر مثبت روی مقاومت بگذاریم.»
نظر شما